اندر احوالات ترمی که آنلاین گذشت

۱۲:۲۵ ب.ظ ۲۲/شهریور/۱۳۹۹

یک سال پیش همین حوالی بود که نتیجه کنکور دکتری اعلام شد. اینکه دل توی دلم نبود برای قبولی یک طرف، اما اینکه رتبه قبولی ام را توی کارنامه دیدم، یک طرف دیگر بود. بچه که بودم، به پدرم قول می دادم یک روز بالاخره «خانم دکتر» صدایم کند. حالا درست که پزشک نشدم، ولی آخرش عنوان دکتر را به اسمم اضافه کردم.

اما همه چیز قبل از ورود به دوره دکتری، شیرین و آرمانی بود. وقتی که درس خواندن شروع شد، تازه به این فکر افتادم که چرا راه برگشتی برای انصراف از درس خواندن وجود ندارد (انصراف از دوره دکتری در وزارت بهداشت همراه با پرداخت خسارت مالی سنگین است، به دو دلیل: اول اینکه همه دانشجوهای دوره دکتری در وزارت بهداشت، کمک هزینه تحصیلی دریافت می کنند. دوم به دلیل قبولی در دوره روزانه).

و این طور بود که راه اندکی ناهموار درس خواندن را ادامه دادم. درس خواندن و حضور تمام وقت در دانشگاه (اشتغال به تحصیل تمام وقت یعنی مثل یک کارمند از صبح ساعت ۸ تا حداقل ۳:۴۵ دقیقه بعدازظهر باید حضور دائم در دانشگاه داشته باشی، طوری که در پایان ماه نزدیک به ۱۲۰ ساعت در سیستم حضور و غیاب دانشگاه به نامت ثبت شود و بماند که ما گاهی تا ۱۴۰ ساعت هم در طول یک ماه، ساعت ثبت می کردیم)، یک عادت شده بود برایم. تقریبا در اوقات بیکاری که کلاس نداشتم هم به کارهای درسی یا اداری ام می رسیدم.

ترم اول با تمامی حواشی و خاطراتش گذشت؛ از کلاس درس اقتصاد بهداشت که استاد از همه ما ناامید شد بخاطر درک نکردن برخی مسائل اقتصادی تا حضور پیدا نکردن سر کلاس درس برنامه ریزی و ور رفتن با گوشی در کلاس که حرص استاد را درآورد و تا اخراج از کلاس و حذف درس هم پیش رفت و در نهایت هم به پاس نشدن درس انجامید.

هنوز خستگی ترم اول تمام نشده بود، که بیماری نوپدید #Covid-19 زندگی همه ما را به صورت کاملا بنیادی، تغییر داد. ترس از ابتلا به بیماری، همه را به قرنطینه خانگی مجبور کرد و صد البته از آنجا که هیچ وقت فرایند آموزش و یادگیری قرار نیست متوقف شود، اعلام شد تمامی کلاس ها به صورت آنلاین باید برگزار شود.

از تجربیات دوره اول برگزاری کلاس ها به صورت آنلاین، هرچه بگویم، کم است. از عدم آشنایی ما و اساتید با سامانه های ارائه دهنده خدمات آنلاین تا قطعی اینترنت و بازیگوشی و شیطنت گاه به گاه ما به عنوان دانشجو که دلمان نمی خواست توی یک کلاس شرکت کنیم و هزار بهانه می آوردیم.

اما مواردی را در طول این چند ماه به صورت عینی تجربه کردم که دوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.

اول اینکه ارتباط تصویری برای رصد کردن دانشجو، همیشه هم خوب نیست. وقتی محتوای درسی آنقدر جذابیت نداشته باشد که دانشجو را پشت سیستم نگه دارد، تنها راه فقط ارتباط تصویری است.

دوم اینکه درس های عملی را هیچ وقت نمی شود به خوبی در کلاس های آنلاین، تدریس کرد. البته اینکه کسی مثل استاد درس پایگاه داده ما، چنین هنری داشته باشد، واقعاً کم نظیر است، آنقدر که منِ کم استعداد در درک کدنویسی های SQL هم این درس را خیلی خوب یاد گرفتم؛ حتی بهتر از درس مدیریت که یک درس صرفاً خواندنی بود.

سوم اینکه دانشجو همیشه راهی برای تقلب کردن پیدا می کند؛ حالا چه از طریق سامانه آزمون دانشگاه باشد که هیچ مراقبی به سیستم دانشجو دسترسی ندارد، چه از طریق تماس تصویری باشد که اتفاقا اینطوری دانشجو بهتر می تواند تقلب کند. و در کل از نظر دانشجو، راه های رسیدن به خدا زیاد هست. برای همین خودِ من به عنوان مدرس، بجای اینکه استرس امتحان را به جان دانشجوهایم بیندازم، از همه شان خواستم در طول ترم به ازای هر مبحث درسی جدید، کار تحویل بدهند و در نهایت پس از پایان کلاس ها هم نمره همگی را دادم و مطمئنم درسی را که به آن ها ارائه شد، کاملاً فهمیده اند (اصلاً به قول یکی از اساتید دوره کارشناسی ارشدمان، دانشجوی دوره تحصیلات تکمیلی باید یاد گرفته باشد که درس خواندن مهم است و دیگر نباید اهرم فشاری را به عنوان امتحان برای درس خواندن آن ها استفاده کرد).

چهارم اینکه کلاس آنلاین یعنی استفاده مفید از وقت. زمانهایی که باید بین دانشگاه تا خانه و برعکس را طی می کردم، تقریبا چیزی حدود به سه ساعت از وقتم را از دست می دادم. اما حالا حضور در خانه و برگزاری کلاس ها به صورت آنلاین، باعث شد بازده کاری کسی مثل من که مدام با سیستم و نوشتن و تحقیق سروکار دارد، بالاتر برود.

با این تفاسیر، ترم بعدی آنلاین هم همین یک هفته پیش شروع شد و با کوله باری از تجربه، به پیشواز ترم جدید رفته ام تا هرآنچه خدا می خواهد، اتفاق بیفتد.

 

راستی خیلی مراقب خودتان باشید. تمام این تمهیدات در حوزه های مختلف کاری و تحصیلی و زندگی روزمره برای این است که سلامتی شما به خطر نیفتد. پس بیشتر از قبل مراقب سلامتی خودتان و اعضای خانواده تان باشید.

5 پاسخ به “اندر احوالات ترمی که آنلاین گذشت”

  1. Avatar سعید قائدی (با همزه) گفت:

    سلام خیلی خوشحالم که شروع کردین

  2. Avatar Pouresmaiel Fatemeh گفت:

    سلام عاطفه جان آفرين چه خوب نوشتيد عالى بود

  3. Avatar Hosseinseyedzade. گفت:

    چقدر دلی و روان نوشتین آبرین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز