چرا علم سنجی و شاخص های آن در دنیای پژوهش اهمیت دارند؟

۲:۵۶ ب.ظ ۲۸/خرداد/۱۳۹۹

واژه علم‌سنجی مدتی است که بیش از هر زمان دیگری بر سر زبان‌ها افتاده است و تقریباً در دنیای پژوهش (مخصوصاً در کشور ما) بسیار مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. وقتی در مورد علم‌سنجی صحبت می‌کنیم، در حقیقت از مباحثی صحبت می‌کنیم که سعی در ارزیابی کارهای پژوهشی افراد در حوزه‌های مختلف دارند. شاخص‌هایی که کیفیت را با کمّیت اندازه‌گیری می‌کنند. به عنوان تعریفی که همیشه آن را در کارگاه‌های مختلف ارائه می‌کنم، علم‌سنجی یعنی اندازه‌گیری علم.

(ساده ترین تعریف از علم سنجی همین تعریف چند کلمه ای است)

ماجرا از آنجا شروع شد که فردی به نام آقای گارفیلد (لطفاً ذهنتان به سمت آن گربه چاق بامزه نرود؛ که همیشه عکسش توی اسلایدهای ارائه آقای دکتر کبیری بود) تصمیم می‌گیرد برای ارزیابی کارهای پژوهشی انجام شده، کاری انجام بدهد و برای خودش یک شاخص ابداع می‌کند به نام استناد. به همین راحتی. اما این استناد چه کاری انجام می‌داد؟

به صورت عمومی همه ما در موقعیت‌های مختلف مجبوریم تا به پرسش‌های ذهنی که برایمان پیش می‌آید، پاسخ دهیم. گاهی اتفاق افتاده است که این پرسش ذهنی، دغدغه فرد دیگری هم باشد که از قضا از دوستان یا نزدیکان شماست. وقتی سعی می‌کنید به پرسش ذهنی آن فرد پاسخ دهید، اگر از مسائل روزمره باشد، می‌تواند بدون منبع از شما بپذیرد، اما اگر موردی باشد که با موضوعاتی از قبیل سلامتی، اقتصاد و… ارتباط داشته باشد، حتماً از شما خواهد پرسید: «منبع حرف‌هایی که می‌زنی، چیست؟». آن‌وقت شما مجبورید برایش توضیح دهید که چه مقالات، کتاب‌ها، سایت‌ها و… را مطالعه کردید تا به این جواب رسیده‌اید. ذکر کردن منابع، یعنی استناد کردن. البته در دنیای پژوهش کمی این تعریف متفاوت است و به هر مطلبی نمی‌تواند ارجاع داد و مستندسازی کرد. چه بسا اطلاعاتی که از گوشه و کنار به دست ما می‌رسند، پایه و اساس علمی نداشته باشند و آن‌وقت استناد کردن به آن‌ها، تمام فعالیت‌های پژوهشی ما را زیر سؤال خواهد برد.

(یک تعریف ساده از استناد)

محاسبه استنادها به همین راحتی نیست. قوانین خاص خودش را دارد. برای همین است که شما در هر جایی، نمی‌توانید آمار دقیقی از میزان استنادها را پیدا کنید و لذا محدودیت‌هایی در این خصوص وجود دارد که در ادامه مباحث به آن پرداخته می‌شود.

 

  • اما استناد چطور می‌تواند کار یک پژوهشگر را ارزیابی کند؟

فرض کنید من در حیطه موضوعی کتابداری پزشکی کارهای پژوهشی زیادی را منتشر کرده‌ام، چیزی حدود ۵۰ مقاله در یک سال (البته از آن مقاله‌ها که خودم بابتش زحمت کشیده‌ام، نه از آن‌ها که استخراج از پایان‌نامه دانشجوها باشد یا حتی از آن‌ها که دیگران در ازای دریافت هزینه برایم نوشته‌اند). شما هم به عنوان همکار من بابت فعالیت‌های پژوهشی که انجام داده‌اید، در طول یک سال ۵۰ مقاله منتشر کرده‌اید (اگر کتابدار فعالی باشید، این تعداد مقاله واقعاً در یک سال، کولاک است). زمانی که نوبت به ارزیابی سالیانه می‌رسد، صرفاً ورود تعداد کارهای پژوهشی در سیستم ارزیابی، نمی‌تواند به درستی مشخص کند چه کسی کار با کیفیت‌تری انجام داده است. دو نفر، در طول یک سال، به طور جداگانه ۵۰ مقاله منتشر کرده‌اند. این عالی است اما سیستم فقط به یک نفر از آن‌ها ارتقا خواهد داد. اینجاست که پای شاخص «استناد» به میان می‌آید.

حالا کافی است نگاه کنیم چند نفر ۵۰ مقاله من و شما را مطالعه‌ و از نتایج به دست آمده آن در کارهای خودشان استفاده کرده‌اند. اینجاست که مشخص می‌شود کدام کار کیفیت بهتر و نوآوری بیشتری داشته و توانسته نظر سایرین را به خود جلب کند.

اگر نگاه شما به موضوع پژوهش صرفاً یک نگاه کمّی باشد، آن‌وقت فقط به این فکر خواهید کرد که چطور می‌شود در طول یک سال، تعداد مقاله‌های بیشتری به چاپ برسانید، بدون اینکه توجه کنید آیا این موضوعات اصلاً مورد توجه دیگران هستند یا خیر. اینجاست که شاخص ساده‌ای به نام «استناد» به کمک اهل فن می‌آید.

اما موضوع به همین سادگی‌ها هم نیست. در مثال بالا، دو نفری که با هم در رقابت بودند تا ارتقا بگیرند، از یک رشته بودند، اما در یک سیستم بزرگ پژوهشی مانند دانشگاه، رشته‌های زیادی هستند که در هرکدام پژوهشگرانی وجود دارند. سیستم ارتقای سالیانه کارکنان یا حتی سیستم ارتقای اساتید به همین راحتی و با محاسبه تعداد استنادات دریافتی، افراد را مجاز به دریافت ارتقا نمی‌داند. دلیلش هم بسیار ساده است. چون مبنای این شاخص کار راه‌انداز، «فیلد موضوعی» است.

 

  • فیلد موضوعی چگونه می‌تواند بر روی میزان استنادهای یک کار پژوهشی تأثیرگذار باشد؟

برای فهم این موضوع کافی است به رشته‌های مختلف تحصیلی و علمی به دقت نگاه کنیم؛ مثلاً در حوزه تخصصی من که مربوط به کتابداری است، موضوعات از پایداری بیشتری برخوردار هستند که اصطلاحاً به آن «نیمه عمر» گفته می‌شود. اگر بگویند نیمه عمر رشته کتابداری برابر با ده سال است، این‌طور تفسیر می‌شود که اگر من همین امروز از دانشگاه فارغ‌التحصیل شوم، ده سال طول می‌کشد تا نصف اطلاعاتی که طی دوران تحصیل آموخته‌ام، قدیمی شوند و نیاز به دریافت اطلاعات جدید داشته باشم.

هر رشته علمی برای خودش، نیمه عمر اختصاصی دارد که برای برخی رشته‌ها، کوتاه‌تر و برای برخی دیگر، طولانی‌تر است؛ بنابراین بسته به این نیمه عمر و ماهیت رشته، فعالیت‌های پژوهشی در آن رشته، متفاوت است. برای همین است که شما در حوزه‌های مربوط به پزشکی و زیرمجموعه‌های آن فعالیت‌های پژوهشی بیشتری می‌بینید تا مثلاً حوزه‌ای مانند ادبیات. (اینجا منظور من از فعالیت بیشتر یعنی نتایج جدیدتر، وگرنه ممکن است دوستانی باشند که در حوزه ادبیات کارهای زیادی انجام دهند اما منجر به نوآوری یا نتیجه جدید نشود).

شاخص استناد به شدت به حوزه موضوعی وابسته است. برای همین است که در بین ده نفر برتر اساتید دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران، به‌ جز یک نفر، مابقی همگی از گروه‌های بالینی و اپیدمیولوژی هستند (گروه‌هایی که بیشترین پژوهش‌ها در این حوزه‌ها انجام می‌شود).

شما می‌توانید لیست کامل اسامی، حوزه‌های تخصصی و میزان کارهای پژوهشی آن‌ها را در سایت www.isid.research.ac.ir مشاهده کنید.

بیشترین استنادها مربوط به رشته‌هایی است که فعالیت‌های پژوهشی در آن بیشتر اتفاق می‌افتد و دقیقه از همین‌جاست که راه ارزیابی پژوهشگران در فیلدهای مختلف موضوعی بر اساس شاخص استناد و سایر شاخص‌های ایجاد شده بر مبنای استناد، از یکدیگر جدا می‌شود. از اینجا به بعد شما جز موارد معدود، اجازه این را نخواهید داشت تا افراد را از فیلدهای مختلف در کنار هم بگذارید و با هم مقایسه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز